الشيخ عباس القمي
162
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
فَليَأتِ ذَا القَبرُ إنَّ اللّهَ أسكَنَه * سُلالَةً مِن رَسُولِ اللّهِ مُنتَجِبَه « 1 » و در اين روز ، سنهء 256 ، زبير بن بكّار وفات كرد و زبير از اولاد عبدالله بن زبير است و از اعيان علما و قاضى مكه بوده و بر نسب قريش اطلاع تمامى داشته و كتاب أنساب قريش و موفقيات از تصنيفات او است . « 2 » و او همان است كه ساق و قدمش را بَرَص گرفت براى آنكه قسم داد يكى از طالبيين را به اين قبر و منبر . پدرش بكّار ، همان است كه ظلم كرد بر حضرت رضا و آن جناب بر او نفرين فرمود . در وقت دعاى آن حضرت از قصر افتاد و گردنش كوبيده شد . « 3 » و جدّش عبدالله بن مصعب همان است كه عهد يحيى بن عبدالله بن حسن را پاره كرد و سعايت كرد در حقّ او نزد رشيد ، يحيى او را قسم به صيغهء برائت داد و او قسم خورد ، در همان وقت تب كرد و بعد از سه روز بمرد و قبر او چند مرتبه منخسف شد . « 4 » در اين روز ، سنهء 403 ، محمد بن الطيب معروف به قاضى ابوبكر باقلانىِ بصرى ، ناصرِ طريقه ابوالحسن اشعرى ، معروف به مناظره در بغداد وفات كرد . « 5 » در اين روز - / يا روز 24 - / سنهء 309 ، حسين بن منصورِ حلّاج كشته شد « 6 » به فتواى
--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 313 ؛ مىگويند اين دو بيت را فرشتهها گفته اند . ( 2 ) . وفيات الأعيان ، ج 2 ، ص 312 ، ش 240 « الزبير بن بكّار » . ( 3 ) . عيون أخبار الرضا رحمه الله ، ج 2 ، ص 243 ، باب 48 ، ح 1 . ( 4 ) . عيون أخبار الرضا رحمه الله ، ج 2 ، ص 242 ، باب 48 ، ح 1 . فقير گويد كه سيّد اجل سيّد عليخان شيرازى شارح صحيفه در حديث مسلسل به آباء روايت كرده از امير المؤمنين عليه السلام : « إنّه يقول : سمعتُ رسول الله صلى الله عليه و آله يقول : نحنُ بنو عبد المطّلب ماعادانا بيت إلّاوقد خرب ، ولا عاوانا كلب إلّاوقد جرب ، وَمَن لم يصدّق فيلجرّب » . [ رياض السالكين ، ج 1 ، ص 38 ] و اين مطلب به تجربه رسيد . و به همين ملاحظه ، عبدالمطّلب براى حجّاج نوشت كه از آل ابوطالب كسى را مكش ، چه آنكه آل حرب گاهى كه خون اولاد ابوطالب را ريختند ، مرگ ، ايشان را فرو گرفت و دولتشان زايل شد . پس حجّاج از ريختن خون طالبيين اجتناب مىكرد از ترس زوال ملك و سلطنت ، نه از خوف خداوند عزّوجلّ . ( منه رحمه الله ) ( 5 ) . وفيات الأعيان ، ج 4 ، ص 269 - 270 ، ش 608 « ابوبكر الباقلاني » . ( 6 ) . سير أعلام النبلاء ، ج 14 ، ص 351 ، ش 205 « الحلاج » ؛ الوافي بالوفيات ، ج 13 ، ص 47 « الحلاج » .